close
تبلیغات در اینترنت
غم ...

ورود به پنل کاربري

    نام کاربری :
    رمز عبور :

نظرسنجي

    از چه موضوع سایت بیشتر خوشت میاد؟




غم ...


    حرفی برای فریاد، چون غسل در تن باد

    مانند شبنمی بر، گلبرگهای میعاد

    یک شعر ز غم گرفتن، در قحطی شکفتن

    یک شکوه نامه از من، از خود به خود نوشتن

    اشکی به پاکی رود، جاری شد و بیاسود

    از تن خسته کم کرد، اما به درد افزود

    بغض شکسته بی باک، می ریخت بر تن خاک

    گذشته، اما در یاد، مونده یه شعر غمناک

    هر برگ یاد دردیست، هر سطر یاد اشکیست

    هر حرف نانوشته، یاد یه مرگ سمی است

    در هر کلام خسته، دریای غم نشسته

    این شعر خیسو بنگر، از غم من شکسته



نظرات

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد