close
تبلیغات در اینترنت
او رفت ...

ورود به پنل کاربري

    نام کاربری :
    رمز عبور :

نظرسنجي

    از چه موضوع سایت بیشتر خوشت میاد؟




او رفت ...


    این منم
    زنی تنها...
    در ابتدای درک هستی الوده ی زمین
    و
    وناتوانی این دستهای سیمانی.

    من راز فصل ها رامی دانم

    و حرف لحظه هارا می فهمم...

    در کوچه باد می اید

    این ابتدای ویرانیست
    ان روز هم که دستهای تو ویران شد باد می امد..

    من سردم است

    من سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد..

    من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف ها و صدا ها می ایم

    و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
    که همچنان که تو را می بوسند
    در ذهن خودطناب دارترا میبافند.

    سلام ای شب معصوم!

    میان پنجره و دیدن
    همیشه فاصله ایست.
    چرا نگاه نکردم؟


    تمامه حرفهاش تکراری بود

    دروغهای تکراری!
    بی بهانه گفتم خداحافظ

    او رفت من نگاهش هم نکردم

     

نظرات

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد